معنی سنگیندست
7 بازدید
[ سَ دَ ] (ص مرکب) کسی که بتأمل و تانی کار کند. (غیاث) (آنندراج): بیستون را تیشه ام در حملهٔ اول گداخت نیست با من نسبتی فرهاد سنگین دست را. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سنگیندست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر