معنی سندیان
6 بازدید
[ سِ ] (اِ) نام درخت بلوط بلغت اهل شام. (برهان) (آنندراج). به لغت اهل شام و به لغت اهل مصر سلداسوف است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). بلوط. (یادداشت مؤلف). بلخ. بلاخ. و آن درختی است و کدین گازران از آن کنند. بلوط یا گونه ای از بلوط است. رجوع به بلوط شود. سندیان الارض. فراسیون. (الفاظ الادویه) (تحفهٔ حکیم مؤمن). بلوطی .[ سِ ] (اِ مرکب) مردمان منسوب بسند را گویند و آن ولایتی است مشهور. (برهان) (آنندراج). رجوع به سند شود.
کلمات همقافیه با «سندیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر