معنی سندلک
4 بازدید
[ سَ دَ لَ ] (اِمصغر) مصغر سندل که کفش و پای افزار است. (برهان) (آنندراج). سندل. سندله. صندل. نوعی کفش و پاافزار: گرفتم بجایی رسیدی ز مال که زرین کنی سندل و سندلک.عنصری.
کلمات همقافیه با «سندلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر