معنی سندروسی
8 بازدید
[ سَ دَ ] (ص نسبی) منسوب به سندروس : بزیر تخته نرد آبنوسی نهان شد کعبتین سندروسی.نظامی. رجوع به سندروس شود.[ سَ دَ ] (اِخ) (۱۱۷۲ هـ . ق.). محمدبن محمد الحسنیی السندروسی. از فضلای طرابلس شام. وی مدتی در آنجا مفتی مذهب حنفیه بوده است. او راست: الکشف الالهی در حدیث و اسمای صحابه. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۸۳).
کلمات همقافیه با «سندروسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر