معنی سندان‌گذار

معنی سندان‌گذار

6 بازدید
[ سِ گُ ] (نف مرکب) که از سندان بگذرد. سخت برنده که از سندان عبور کند. که سندان را بشکافد. گذرکننده از سندان کسی که تیرش از سندان بگذرد: قیماز شمشیر سندان گذار بر نیزهٔ او زد و نیزهٔ او را قلم کرد. (اسکندرنامه نسخهٔ سعید نفیسی). شاه برخاست و شمشیر سندان گذار برکشید و بر گردن او زد. (اسکندرنامه نسخهٔ سعید نفیسی). آتشکده شود دل سندان نهاد مرد زآن آبدار صفحهٔ سندان گذار تیغ. مسعودسعد. پیش سنان نیزهٔ سندان گذار تو چون عنکبوت خانه بود آهنین حصار. سوزنی. ترک خدنگ افکن سندان گذار بر همه شیرافکن اژدرشکار. امیرخسرو (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «سندان‌گذار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید