معنی سندانشکاف
5 بازدید
[ سِ شِ ] (نف مرکب) شکافندهٔ سندان. که سندان را بشکافد و دو پاره کند: وگر تیغ تو هست سندان شکاف سنانم بدرد دل کوه قاف.فردوسی. بر گرز سندان شکافش عجب نی که البرز تخم سپندان نماید.خاقانی.
کلمات همقافیه با «سندانشکاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر