معنی سنت کردن
7 بازدید
[ سُ نْ نَ کَ دَ ] (مص مرکب) ختنه کردن. (ناظم الاطباء). ختان. بریدن. ختن : و طاهر را سنت کردند اندر سنهٔ ست و سبعین و مأتین. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «سنت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر