معنی سنت نهادن
7 بازدید
[ سُ نْ نَ نَ دَ ] (مص مرکب) روش و قاعده و قانون ترتیب دادن. طریقتی بنیاد نهادن : هرکه او بنهاد ناخوش سنتی سوی او نفرین رود هر ساعتی.مولوی. رجوع به سنت شود.
کلمات همقافیه با «سنت نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر