معنی سنبلهٔ زر
5 بازدید
[ سُمْ بُ لَ / لِ یِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از منقل و آتش و آتشدان. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری): سرد است سخت سنبلهٔ زر بخرمن آر تا سستیی بعقرب سرما برافکند.خاقانی. رجوع به سنبل زر شود.
کلمات همقافیه با «سنبلهٔ زر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر