معنی سنبات
7 بازدید
[ سُمْ / سَمْ ] (اِ) نمودنی باشد، یعنی چیزی که بنظر درآید و نمودی داشته باشد. (برهان) (آنندراج). نمایش و هر چیزی که نمودی داشته باشد و بنظر درآید. || افسون. جادو. شعبده. (ناظم الاطباء). ظاهراً ساخته فرقهٔ آذرکیوان است.[ سُمْ / سَمْ ] (ع اِمص) بدخلقی مع زودرنجی و زودخشمی. (منتهی الارب). بدخلقی و زودرنجی و زودخشمی. (ناظم الاطباء). || (اِ) سَنبات. کون. (منتهی الارب).[ سِمْ ] (ع ص) مرد بسیار شر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سنبات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر