معنی سمیرم
6 بازدید
[ سِ رُ ] (اِخ) ناحیتی است مابین عراق و فارس که آب ملخ را از آن ناحیت آورند. گویند: وقتی که این آب را می برند می باید که ظرف آنرا بر زمین نگذارند و نگاه به عقب سر نکنند تا محلی که بمقصد برسند، طیوری چند کوچک پیدا شوند و هر ملخی که در آن ولایت باشد تمام را بکشند. گویند: بانی آن ناحیه سام بن ارم بود و سام ارم نام آنجاست و کثرت استعمال سمیرم شده است. (برهان). قصبه ای است نزدیک بقمشه که سام بن ارم بن نوح در آن ساکن بودند و سام آرام نام داشته سمیرم مخفف آن است. (آنندراج). قصبهٔ مرکز بخش سمیرم شهرستان شهرضا در ۷۳ هزارگزی جنوب شهرضا کنار راه سمیرم بشهرضا واقع گردیده و مشخصات جغرافیایی آن بشرح زیر است: طول ۵۱ درجه و ۴۷ دقیقه و ۲۰ ثانیهٔ خاوری از نصف النهار گرینویچ عرض ۳۱ درجه ۲۲ دقیقهٔ شمالی. ارتفاع از سطح دریا ۲۴۰۰ متر، بنابراین ۷۸۴ متر از شهرضا مرتفع تر است. این قصبه اطراف بکوههای مرتفع محاط شده و مرکز تجارت عشار قشقایی است. آب مشروب و آب زراعتی و مصرفی قصبه از منابع زیر تأمین میشود: ۱ -چشمهٔ خوانسار ۲ -چشمهٔ علی ۳ -چشمهٔ شیربرنجی ۴ - چشمهٔ خونی. آب این چشمه ها گواراست؛ بطوری که اهالی این قصبه با داشتن این چشمه ها و هوای خوب بانشاط و سالم هستند و محصول عمدهٔ آنجا غلات، حبوبات، میوه جات است. جمعیت آن در حدود ده هزار تن است. شغل ساکنین قصبه زراعت، گله داری و کسب است و در حدود ۸۰ باب دکان و ۱۲۰۰ خانه دارد که در دامنهٔ کوه شهیدان قرار گرفته است. از آثار قدیمی، امامزاده ای است بنام سلطان ابراهیم که زیارتگاه اهالی قصبه و دهات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «سمیرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر