معنی سمیران
7 بازدید
[ سِ ] (اِخ) شهرکی است بناحیت پارس از داراگرد آبادان و بانعمت. (حدود العالم).[ سِ ] (اِخ) قلعهٔ استواری است بنزدیکی جویم ابی احمد و گرمسیر است و آب مصنعه دارد. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۵۹). قلعهٔ محکمی است در ساحل یک نهر جاری بین کوهها و ولایت مارم صاحب الموت آنرا خراب کرده و این قلعه بملک دیلم متعلق بوده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سمیران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر