معنی سموک
7 بازدید
[ سُ ] (ع اِ) جِ سمک. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (دهار). رجوع به این کلمه شود.[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان. دارای ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، لبنیات. پشم. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی آنان قالی، قالیچه و پارچه بافی. ساکنین از طایفهٔ طیبی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «سموک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر