معنی سموئل
6 بازدید
[ سَ مَ ءَ ] (ع اِ) مرغی است که ابوبراء کنیت دارد. || سایه. || مگس سرکه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ سَ ] (ع اِ) نام مرغی. || (اِخ) نام جبرئیل. (ناظم الاطباء).[ سَ مَ ءَ ] (اِخ) ابن عادیای ازدی غسانی. شاعری است جاهلی و حکیمی از اهل حجاز. وی به وفا ضرب المثل شده است. وی در اشعارش بنام «ابلق الفرد» خوانده شده است. مشهورترین شعر او لامیه ای است که مطلع آن این است: اذا لمرء لم یدنس من اللؤم عرضه. این از برگزیده ترین اشعار اوست. سموئل را دیوان کوچکی نیز هست. و او بسال ۶۵ هـ . ق. درگذشته است. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۹۳).[ سَ مَ ءَ ] (اِخ) ابن یحیی بن عباس مغربی. از علماء و حکمای مغرب است که از بزرگان دانشمندان یهود بود. بعقیدهٔ ابن قفطی از اهل اندلس است و با پدرش بمشرق مسافرت کرد. سموئل در فنون حکمت و علوم ریاضی بمقام شامخی رسید و در هندسه و حساب ماهر گشت. از مؤلفاتش کتاب مثلث قائم الزاویه است برای شرف نام از مردم تألیف نموده: و شامل مساحات اشکال است و نیز تألیفی در مساحت اجسام جواهر مختلفه و استخراج مقادیر مجهوله آن دارد و نیز کتابی در طب تألیف نموده است. سموئل به آذربایجان سفر کرد. و در شهر مراغه توقف گزید و از خود اخلافی باقی گذارد که پیرو علم پدر در طب بوده اند. سموئل مسلمان گردید و کتابی در رد دعاوی یهود و تحریف تورات و معایب یهود نوشته و در مراغه بسال ۵۷۰ هـ . ق. وفات یافته است. او راست: المفید الاوسط درطب، رسالة الی ابن خدود در مسائل حساب، اعجاز المهندسین که ۵۷۰ هـ . ق. در مصر از آن فارغ شده است، رد علی یهود و «قوامی» در حساب هندی و مثلث قائم الزاویه و المنبر در مساحت اجسام و جواهر مختلفه برای بیرون کشیدن مقادیر مجهول. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۹۴).
کلمات همقافیه با «سموئل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر