معنی سمنعارض
7 بازدید
[ سَ مَ رِ ] (ص مرکب) آنکه عارض وی سفید چون سمن باشد: تا ترک سمن عارض بودی نه چنین بود امروز چنین شد که بت مشک عذاری. فرخی.
کلمات همقافیه با «سمنعارض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر