معنی سمعانی
6 بازدید
[ سَ ] (ص نسبی) منسوب است به سمعان که نام بطنی است. (الانساب سمعانی) (لباب الانساب).[ سَ ] (اِخ) ابوسعید عبدالکریم بن محمدبن منصور تمیمی مرازی. شافعی فقیه و مورخ و حافظ حدیث. وی در ۵۶۲ هـ . ق. بدنیا آمد و در سال ۶۱۶ هـ . ق. درگذشت. وی به شهرهای دور سفر و با علماء و محدثان ملاقات کرد و از آنان علم آموخت. و گروهی نیز از او کسب علم کردند. از اوست: کتاب الانساب، کتاب تذییل، تاریخ بغداد، تاریخ مرو، فضائل الصحابه، معجم المشایخ، تاریخ الوفاة للمتأخرین من الرواة، الامالی، التحبیر فی المعجم الکبیر. (فرهنگ فارسی معین).[ سَ ] (اِخ) فخرالدین ابوالمظفر عبدالرحیم بن عبدالکریم. فقیه و عالم بزرگ خراسان و از خاندان سمعانی است. متولد ۵۳۷، وفات ۶۱۴ یا ۶۱۶ هـ . ق. (فرهنگ فارسی معین).[ سَ ] (اِخ) (۴۲۶ -۴۸۹ هـ . ق.) منصوربن محمدبن عبدالجباربن احمد مروزی سمعانی تمیمی، مکنی به ابوالمظفر. مفسر و از علماء حدیث و از اهل مرو است. از جملهٔ کتب او: تفسیر سمعانی است در سه جلد و انتقاد الاصحاب الحدیث. (اعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۰۷۴).
کلمات همقافیه با «سمعانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر