معنی سمج گرفتن
7 بازدید
[ سُ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) مشغول شدن افراد سپاهی بکندن سوراخهایی در زیر قلعهٔ دشمن. (فرهنگ فارسی معین): و سمج گرفتند از زیر برج که برابر امیر بود. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «سمج گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر