معنی سماعیل
6 بازدید
[ سِ ] (اِخ) مخفف اسماعیل : آباد بر آن سی و دو دندانک سیمین چون بر درم خرد زده سین سماعیل. منجیک. ذبیح چون صد و سی و چهار سال بزیست که بد بنام سماعیل و مادرش هاجر. ناصرخسرو. زلف براهیم و رخ آتش گرش چشم سماعیل و شره خنجرش.نظامی.
کلمات همقافیه با «سماعیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر