معنی سماطین
8 بازدید
[ سَ ] (اِ) قالی و پلاس. || پارچهٔ خشن. || اطاقی که در اطرافش آینه نصب کرده باشند. (ناظم الاطباء).[ سِ طَ ] (ع اِ) تثنیهٔ سماط، دورویه. دو رسته از درختان و مردم. (از غیاث) (آنندراج): دورویه سماطین آراسته نشینندگان جمله برخاسته.نظامی. رجوع به سماط و سماطان شود.
کلمات همقافیه با «سماطین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر