معنی سلیب
5 بازدید
[ سَ ] (ع ص) ربوده عقل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || زن و شتر مادهٔ فرزندمرده یا بچهٔ ناتمام افکنده. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || درختی که شاخ و برگ آن ربوده باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || پوست درختی که از وی رسن سازند. (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سلیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر