معنی سلوک کردن
7 بازدید
[ سُ کَ دَ ] (مص مرکب) سفر کردن. || مدارا کردن. || پیروی نمودن رسم و عادت کسی را. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح عرفان) سلوک طی مدارج خاص را گویند که همواره سالک باید طی کرده تا بمقام وصل و فنا برسد که از جملهٔ مدارج توبت، مجاهدت، خلوت، عزلت، ورع، زهد، وصمت، خوف و رجا، حزن، جوع، ترک شهوت، خشوع و تواضع است. نیک روی کردن در امور. (از فرهنگ مصطلحات عرفاء سجادی ص ۲۲۵). (اصطلاح تصوف) طلب تقرب حق تعالی. (آنندراج) (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «سلوک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر