معنی سلوک

معنی سلوک

4 بازدید
[ سُ ] (ع مص) راه رفتن. (آنندراج) (غیاث). راه سپردن. (دهار) (مجمل اللغة) (المصادر زوزنی) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ۵۹). پای سپر کردن جای را. سَلک. (منتهی الارب). و رجوع به سلک شود. - حسن سلوک؛ خوش رفتاری. - سوء سلوک؛ بدرفتاری. || (اِ) راه. طریق. سبیل. (ناظم الاطباء) (آنندراج): در سلوک کعبهٔ جان چرخ زرین کاسه را از پی دریوزه جای کاسه گردان دیده اند. خاقانی. طیّ مکان ببین و زمان در سلوک شعر کاین طفل یکشبه ره یکساله میرود.حافظ. - راهی سلوک : سراپرده زد شاه بر دشت دوک سپاهی چنان گشن و راهی سلوک.فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۹ ص ۲۷۶۶). || آئین. قانون. طریقه. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || وضع. رسم. طرز. || عادت. رفتار. روش. (ناظم الاطباء).
[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای ۷۱۵ تن سکنه است. آب آن از چشمه و رودخانه. محصول آنجا غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ابل تیمور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. دارای ۱۴۵ تن سکنه است. آب آن از رودخانهٔ مهاباد. محصول آنجا غلات، توتون، چغندر، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «سلوک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید