معنی سلغریان
5 بازدید
[ سَ غُ ] (اِخ) (جِ سلغری، منسوب به سلغر). یا اتابکان فارس که از ۵۴۳ تا ۶۸۶ هـ .ق. در فارس حکومت کرده اند. این خاندان به سلغر، رئیس دسته ای از ترکمانان قبچاق انتساب دارند. یکی از نوادگان سلغر به نام سنقربن مودود در سال ۵۴۳ هـ .ق. بر فارس تسلط یافت و سلسله ای تشکیل داد که تا یک قرن و نیم دوام یافت. اتابک سعد تبعیت محمد خوارزمشاه را پذیرفت و دو قلعهٔ استخر و اشکنوان را به او واگذاشت. اتابک ابوبکر نیز اطاعت اکتای قاآن ایلخان مغول را گردن نهاد و از جانب او به لقب قتلغ خان ملقب گردید. اتابکان آخری فارس همه باجگزار ایلخانان ایران بودند و آخرین ایشان که آبش خاتون باشد در عقد و ازدواج منکوتیمور پسر هلاکو بود. اسامی امرای این سلسله از اینقرار است: سنقربن مودود سلغری (جلوس ۵۴۳ هـ .ق.). زنگی بن مودود (جلوس ۵۵۷ هـ .ق.). تکلةبن مودود (جلوس ۵۷۱ هـ .ق.). سعدبن زنگی مودود (جلوس ۵۹۳ هـ .ق.). ابوبکربن سعد (جلوس ۶۲۳ هـ .ق.). محمدبن سعدبن زنگی (جلوس ۶۵۹ هـ .ق.). محمد شاه بن سلغربن سعد (جلوس ۶۶۱ هـ .ق.). سلجوقشاه بن سلغربن سعد (جلوس ۶۶۱ هـ .ق.). آبش خاتون دختر سعدبن ابوبکر (جلوس ۶۶۲ هـ .ق.) این سلسله را مغول از میان برداشتند سعدی معاصر ابوبکربن سعد بوده است. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به اتابکان فارس شود.
کلمات همقافیه با «سلغریان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر