معنی سلغرشاه

معنی سلغرشاه

5 بازدید
[ سَ غُ ] (اِخ) سلغور شاه بن (اتابک) سعدبن زنگی. وی بسلطنت نرسید اما پسرانش محمدشاه (۶۶۰ -۶۶۱ هـ .ق) و سلجوقشاه (۶۶۱ -۶۶۲ هـ .ق.) در فارس حکومت کرده اند. (فرهنگ فارسی معین): بدور دولت سلجوقشاه سلغرشاه خدایگان معظم اتابک اعظم.سعدی. خلف دیدهٔ سلغر ملک دولت و دین فلک آیت رحمت ملک ملک گشای.سعدی.
[ سَ غُ ] (اِخ) ابن اتابک نصرةالدین احمد از سلسلهٔ اتابکان لر بزرگ. وی به اتابکی نرسید ولی پسرش اتابک پشنگ (۷۵۷ -۷۹۲ هـ .ق.) در لرستان حکومت کرد. (فرهنگ فارسی معین).
[ سَ غُ ] (اِخ) مظفرالدین ترکمان، خواهرزادهٔ شاه شیخ ابواسحاق اینجو. ذکر وی در حوادث سال ۷۲۵ هـ .ق. در شیرازنامه و در حوادث سال ۷۵۰ هـ .ق. در تاریخ آل مظفر آمده. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «سلغرشاه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید