معنی سلطنت کشیدن
5 بازدید
[ سَ طَ نَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) کنایه از فرمانبرداری کردن. اطاعت : ای خداوندی که گردون با همه فرماندهی میکشد از بندگانت صد هزاران سلطنت. امیرمعزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سلطنت کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر