معنی سلطنت کردن
6 بازدید
[ سَ طَ نَ کَ دَ ] (مص مرکب) پادشاهی کردن : هر سلطنت که خواهی میکن که دلپذیری در دست خوبرویان دولت بود اسیری.سعدی.
کلمات همقافیه با «سلطنت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر