معنی سلطان کرمانشاهان

معنی سلطان کرمانشاهان

6 بازدید
[ سُ نِ کِ ] (اِخ) نامش حسینقلی خان فرزند هنرمند مصطفی قلی خان دیوان بیگی بن مرحوم حاجی شهبازخان کلهر کرمانشاهانی است. وی در ۱۲۴۷ هـ .ق. ولادت یافته و پدرش در تربیت وی جدی بلیغ نمود. وی مردی لبیب، مهذب با طبعی وقاد و ذهنی نقاد و سلیقه ای مستقیم بود و حافظهٔ قوی و سرعت قلم و قدرت طبع و فصاحت بیان و طلاقت لسان داشت. صاحب تألیفات رایقه و تصنیفات فائقه از کتب نظم و نثر است و بعضی تألیفات وی بدین اسامی موسوم است. اول نجات الثقلین فی مقتل الحسین. دویم مثنوی تمثال البدیع به وزن مخزن الاسرار. سیم شکرستان به وزن حدیقه. چهارم مثنوی نورالیقین بر وزن رمل. پنجم رسالهٔ باغستان بر شیوهٔ گلستان. ششم کتابی در شرح لغات و اشعار پارسیه که به گنج بادآور موسوم است. هفتم در قواعد قافیه و عروض نیز رساله ای مرقوم داشته. هشتم تذکره ای موسوم به مطلع شعری در ذکر اشعار معاصرین است. از اشعار اوست: بچمن بار دگر دست عقیق مینا چو رخ ترک من از شاخ برآمد سمنا. (از مجمع الفصحاء ج ۲ از ص ۱۵۲ تا ۱۵۶).

کلمات هم‌قافیه با «سلطان کرمانشاهان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید