معنی سلطان قاجار

معنی سلطان قاجار

7 بازدید
[ سُ نِ ] (اِخ) نواب شاهزاده معظم سلطانمحمد میرزا ملقب به سیف الدوله از فرزندان گرامی و پسران عزیز نامی حضرت خاقان مغفور طاب ثراه است. وی در سال ۱۲۲۷ در دارالخلافهٔ تهران بدنیا آمد و والدهٔ ماجدهٔ وی از گرجی زادگان صفویه بوده است که بعدها تاج الدوله لقب یافت. سلطان قاجار اکبر از شاهزادگان معظم بود و در سال ۱۲۴۰ به اصفهان رفته بحکمرانی عراق منصوب گردیده. قریب ده سال در کمال اجلال و استقلال بعدل و داد و بذل و بخشش و تکمیل کمالات و تحصیل حالات صوری و معنوی اشتغال داشتند. وی با علما و اکابر عصر مانند حاجی محمد حسن نائینی و حاج سیدمحمد تقی کاشانی و حاجی زین العابدین شیرازی و ملاکرمعلی اصفهانی و امثال آنان معاشرت و مصاحبت گزید لهذا جامع کمالات صوری و معنوی گردید. وی مسافرتهایی به مصر و اسکندریه و اسلامبول و شامات و حمص و دیار بکر و موصل و بغداد کرده و بعد بتهران برگشت و انزوا اختیار کرده است او راست ملوک الکلام و تحفةالحرمین و سیف الرسایل. از غزلیات اوست: جز یک نظر بدو نتوانم از آنکه نیست امکان بازگشتن از آن رخ نگاه را. و مطلعی از ابیات مثنوی سیف الرسایل: از هرکه نه کفو تست بگریز شکر به کبست در می آمیز با آنکه نترسد از خداوند بشکن پیمان مجوی پیوند. (از مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۳۱ تا ص ۳۴).

کلمات هم‌قافیه با «سلطان قاجار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید