معنی سلطانیه
6 بازدید
[ سُ نی یَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش حومهٔ شهرستان زنجان. و طرفین راه آهن و شوسهٔ زنجان به قزوین واقع و هوای آن سردسیر است. چمن بزرگ آن که فعلا چندان اهمیتی ندارد و در ازمنهٔ قدیم مهم و مشهور بوده است. قصبهٔ سلطانیه که دارای آثار ابنیهٔ باستانی است مرکز این دهستان است. این دهستان از ۳۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل و جمع نفوس آن در حدود ۲۰ هزارتن است. قراء مهم آن بشرح زیر است: سلطانیه، گزلدره، بوئین، خیرآباد، قره بلاغ، سرخه دیزج قلعه، ساریجلو، یوسف آباد، ترکانده، سنبل آباد. قصبهٔ مرکزی دهستان سلطانیه. بخش مرکزی شهرستان زنجان است. و دارای ۴۲۵۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و رودخانهٔ محلی تأمین میشود. محصول آن غلات و بنشن است. آثار باستانی مطابق دفتر اداره باستانشناسی بشرح زیر است : ۱- مقبرهٔ سلطان محمد خدابنده در عهد همان سلطان بین ۷۰۳ و ۷۱۶ هـ .ق. بنا شده است. ۲- مقبرهٔ ملاحسن شیرازی قسمت باختری قصبه. تاریخ بنا اوائل عهد صفویه. ملاحسن یکی از علمای معروف در حکمت الهی بود و در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول میزیسته.۳- مقبرهٔ چلبی اوغلی در قسمت باختری قصبه تاریخ بناء اوایل قرن هشتم هجری و خانقاه مجاورش دارای تاریخ ۷۳۳ است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «سلطانیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر