معنی سلاک
1230 بازدید
[ سَ ] (اِ) شوشهٔ زر و سیم که گداخته باشد و در ناوچهٔ آهنی ریزند. (برهان) (آنندراج). شوشهٔ طلا و نقره. (ناظم الاطباء) (غیاث). || کرایه. (برهان) (آنندراج). کرایه و اجاره. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) طایفه ای از طوایف ترکمن مرکب از دویست خانوار که در شمال غربی فندرسک مسکن دارند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۰۲).
کلمات همقافیه با «سلاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر