معنی سلال
19 بازدید
[ سَ لْ لا ] (ع ص) سله گر. (دهار). سله باف. (مهذب الاسماء). سازندهٔ سبد. (ناظم الاطباء). || سله فروش. (دهار). || دزد چارپایان. (ناظم الاطباء).[ سُ ] (ع اِ) بیماری سل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ سِ ] (ع اِ) جِ سل و سله. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر