معنی سلاطین
8 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) جِ سلطان. (منتهی الارب) (آنندراج): همه بزرگانند و بجاه و خدمت سلاطین تقدم داشتند. (تاریخ بیهقی). یکچند پیشگاه همی دیدی در مجلس ملوک و سلاطینم.ناصرخسرو. و دیگر سلاطین دولت میمون را که خداوند عالم پادشاه عصر... (کلیله و دمنه). شاه سلاطین فروز خسرو شروان که چرخ خواند بدوران او شروان را خیروان.خاقانی. اعدل ملوک و افضل سلاطین. (سندبادنامه). هیچیک از ملوک و سلاطین عالم در حق هیچ پادشاه و... (ترجمه تاریخ یمینی). ملک حفاظی و سلاطین پناه صاحب شمشیری و صاحب کلاه.نظامی. کجا در حساب آورد چون تو دوست که روی ملوک و سلاطین در اوست.سعدی.
کلمات همقافیه با «سلاطین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر