معنی سلاطح
7 بازدید
[ سُ طِ ] (ع ص) پهناور. (آنندراج). عریض. (اقرب الموارد). پهن و عریض و فراخ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سلاطح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طح» برای سرودن شعر