معنی سلار الدیلمی

معنی سلار الدیلمی

7 بازدید
[ سَ لْ لارُدْ ] (اِخ) ابویعلی حمزةبن عبدالعزیز الدیلمی ملقب بسلار از فقهای امامیه است. (اعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۷۳). وی مکنی به ابوعلی و ملقب و معروف بسلار. فقیهی است ثقة و جلیل القدر و عظیم الشأن از وجوه و ثقات اعاظم امامیه و اعاظم علمای مقدمین اثناعشریه که در علم و ادب و غیره مقدم است، و از شاگردان شیخ مفید و علم الهدی سیدمرتضی و از مشایخ روایت شیخ ابوعلی طوسی است. و از طرف سیدمرتضی درس میگفته و از طرف سید منصب حکومت شرعیه و فصل خصومات و مرافعات و دینیه در بلاد حلب را نیز داشته است. او راست: ۱- الابواب الفصول در فقه. ۲- التذکرة فی حقیقة الجوهر. ۳- التقریب در اصول فقه. ۴- الرد علی بن الحسن البصری فی نقض الشافی. ۵- المراسم العلویه والاحکام النبویه در فقه. ۶- المقنع فی المذهب. وفات وی در سال ۴۶۳ هـ . ق. در قریهٔ خسروآباد شاهی در چهارفرسخی تبریز روی داد و در همانجا مدفون است که در زبان اهل محل به شیخ سلار معروف است. (از ریحانة الادب ج ۲ ص ۲۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «سلار الدیلمی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید