معنی سلاحدار
6 بازدید
[ سِ ] (نف مرکب) آنکه سلاح بتحویل و بعهدهٔ او باشد. (آنندراج). || سلاح بردار و کسی که ساز جنگ با خود برداشته باشد. (ناظم الاطباء): و بدر حاجب سرای با سلاحداران گردبرگرد ایستاده. (تاریخ بیهقی). هشت غلام را از نزدیکتر غلامان هارون بفریفته اند چون سلاحدار و چتردار و علمدار. (تاریخ بیهقی). درمیان سلاحداران مرو و منشین. (منتخب قابوسنامه). و تبع و حشم و مفردان و سلاحداران. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۵۰).
کلمات همقافیه با «سلاحدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر