معنی سقلات
7 بازدید
[ سِ قِ لْ لا ] (معرب، اِ) سقرلات و آن پارچه ای باشد معروف که از پشم بافند. (برهان). جامهٔ صوف معروف که در فرنگ بافند. (رشیدی). رجوع به سقرلات و سقرلاط و سقلاط شود.
کلمات همقافیه با «سقلات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر