معنی سقرلات
11 بازدید
[ سَ قِ ] (معرب، اِ) جامه ای باشد پشمین که در ملک فرهنگ میبافند و در ملک روم هم بافته میشود و با طای حطی هم آمده است. (برهان). پشمینه معروف است. سِقِلات جامهٔ صوف اغلب این لفظ ترکی باشد. (غیاث). سقلاطون. (فرهنگ فارسی معین): و گویند چهارصد یوز داشت مجموع با قلادهٔ زر و جل سقرلات. (دولتشاه سمرقندی).
کلمات همقافیه با «سقرلات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر