معنی سقب
6 بازدید
[ سَ قَ ] (ع مص) نزدیکی. نزدیک شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (المصادر زوزنی).[ سَ ] (ع اِ) شترکره یا شترکره نوزاد هرچه باشد یا شترکرهٔ نر. (از منتهی الارب) (آنندراج).. بچه شتر نر. ج، سقاب و سقبان. (از مهذب الاسماء): بچه ناقه ای که در آن ساعت بر زمین آید پیش از آنکه بدانند که نر است یا ماده آن را سلیل و خوار گویند پس اگر نر بود سقب گویند. (تاریخ قم ص ۱۷۷). || دراز از هر چیزی یا عام است. (منتهی الارب). || ستون خیمه. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر