معنی سقایی کردن
7 بازدید
[ سَ قْ قا کَ دَ ] (مص مرکب) سقایت کردن. آب دادن. || آب فروختن. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به سقایت کردن شود.
کلمات همقافیه با «سقایی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر