معنی سفینه کردن
6 بازدید
[ سَ نَ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) ظاهر و نمودار کردن. (آنندراج) (غیاث).
کلمات همقافیه با «سفینه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر