معنی سفین
8 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) کشتی. سفن، سفاین. (مهذب الاسماء). کشتی. (دهار). || (ص) تراشیده و صیقل کرده : هرکجا باغی بود آنجا بود آواز مرغ هرکجا مرغی بود آنجا بود تیر سفین. منوچهری.
کلمات همقافیه با «سفین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر