معنی سفیدار
7 بازدید
[ سِ ] (اِ مرکب) سفیددار. سپیدار. درختی است از تیرهٔ «سالیکاسی» و از جنس «پوپولوس» سه گونهٔ آن در ایران موجود است. ۱- سفیدار: آن را در مازندران و گرگان، سفیدار و اسپیدار در نور، اسپیدار در دیلمان، و لاهیجان سفیدپلت، در اطراف تهران کبوده و مینودشت، آق کرنک در آمل، تورزی در طوالش، پلخدار در رامیان، تارانقی خوانند. ۲- پی چوب: آن را در دامغان و خوار پی چوب و بی آب و در نواحی میان سیرجان و بندرعباس پده میخوانند. ۳- تبریزی: از اینگونه دو جور در ایران یافت میشود: پ-نیگرا -واپولیسانس که در تهران، شالک و در همدان، بنام وله راجی معروف است و دیگری که در بیشتر نقاط ایران تبریزی خوانده میشود. (از جنگل شناسی ایران ساعی ج ۲ ص ۱۸۷ - ۱۸۸). درختی است که چوبش سفید باشد و ثمر ندارد و شاخهای نازک دارد که باندک باد در جنبش آید. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سفیدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر