معنی سفیدآب

معنی سفیدآب

7 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ مرکب) سرب سوخته و آن را بعضی سفیده کاشقری گویند. ظاهراً صحیح سفیدهٔ کاسه گری است. چرا که اکثر بکار کاسه گران و نقاشان و مرهم سازان می آید. (غیاث) (آنندراج). اسفیداج. (تحفهٔ حکیم مؤمن). آبی ممزوج با مادهٔ خشک سپیدی است که بهمین منظور بکار برند. (یادداشت مؤلف). || گرد سپیدی که زنان بر روی مالند. (ناظم الاطباء): او بر رخ سیاه سفیدآب میکند من بر سر سفید سیاه آب میکنم.خاقانی. - سفیدآبِ سرب؛ مخلوطی است ازکربنات و ئیدرات سرب بفرمول ۲(HO)۱bP ۳oC۲. - سفیدآبِ قلع؛ یکی از رنگهای جسمی است که برای نقاشی روی قلمدان و جلد کتاب و رحل قرآن و اوراق آس و غیره بکار میرفته. این رنگ از رنگهای غیرشفاف و حاجب ماوراء است و بجای رنگ سفید استعمال میشود. (فرهنگ فارسی معین). || گردی است سفیدرنگ که با آب و روغنهای نباتی مانند روغن کتان و بزرک و غیره رنگ سفید پوشاننده ای میدهد و میتوان با افزودن رنگهای دیگر از آن رنگهای مختلف تهیه کرد، ولی چون بر اثر ئیدروژن سولفورهٔ هوا سیاه میگردد و سمیت آن نیز زیاد است تهیه و استعمال آن در برخی از کشورها منع شده است. سفیدآب شیخ. (فرهنگ فارسی معین).
[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان خورشی رستم بخش شاهرود شهرستان هروآباد دارای ۲۱۹ تن سکنه و آب آن از چشمه است. محصصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ سِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان رودبار بخش معلم کلایه شهرستان قزوین، دارای ۱۶۲ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «سفیدآب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «آب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید