معنی سفچ
5 بازدید
[ سَ ] (اِ) خربزهٔ خام و نارسیده. (برهان) (رشیدی). رجوع به سفجه شود. || شراب جوشانیده که به عربی مثلث گویند. (برهان).
کلمات همقافیه با «سفچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فچ» برای سرودن شعر