معنی سفو
4 بازدید
[ سُ فُ وْوْ ] (ع مص) شتافتن و رفتن و پریدن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سفو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فو» برای سرودن شعر