معنی سفهسالار
6 بازدید
[ سِ فَ ] (اِ مرکب) سپهسالار: آمدن امیر بزغش سفهسالار سلطان سنجر. (تاریخ سیستان). چنان خلعتی که رسم قدیم بوده سفهسالار آنرا بپوشانیدند. (تاریخ بیهقی). نامها رسید از سفهسالار علی عبداللََّه و صاحب برید. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «سفهسالار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر