معنی سفلگی
7 بازدید
[ سِ لَ / لِ ] (حامص) خسیسی. مقابل رادی : وگر سفلگی برگزینی و رنج گزینی برین خاک آکنده گنج.فردوسی. چون علم و جهل و دلیری و بددلی و رادی و سفلگی و حلیمی و تندی... (کشف المحجوب). هر کرا نعمت و مال آمد و جاه سفلگی رابعهم کلبهم است.خاقانی.
کلمات همقافیه با «سفلگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر