معنی سفق
7 بازدید
[ سَ ] (ع مص) باز کردن در را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). در فاکردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || طپانچه زدن روی کسی را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سفق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فق» برای سرودن شعر