معنی سفعة
7 بازدید
[ سَ عَ ] (ع اِ) چشم و چشم زخم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || اثر دیو و پری و از این معنی است: به سفعة من الشیطان. || برگردیدگی گونه. (از اقرب الموارد).[ سُ عَ ] (ع اِ) یکدانه حنظل. || آنچه در آثاردار از سرگین یا خاکستر یا خاکروبه تو بر تو نشسته مخالف رنگ زمین نماید. || سیاهی که بسرخی زند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || سیاهی سر رخ زن (؟). (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سفعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر