معنی سفسیر
10 بازدید
[ سِ ] (ع ص، اِ) میانجی میان بایع و مشتری. (از آنندراج). سمسار. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || سپس رو. (منتهی الارب) (آنندراج). تابع. (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). || خادم. (اقرب الموارد) (آنندراج) (منتهی الارب). || پیک. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء). || برپادارندهٔ کارها و مصلح آن. || و باصلاح آورنده شتر ماده را. || مرد ظریف و زیرک و قوی و ماهر در صناعت خود. (از اقرب الموارد) (آنندراج) (منتهی الارب). || قهرمان. (از اقرب الموارد). || عالم به اصوات و دانا در امور آهنگری. (از اقرب الموارد) (آنندراج). || وکیل و حافظ و نگهبان اموری که دارد. (از آنندراج) (منتهی الارب). || گیاه سست که آن را اشتران خورند و بغایت فربه کند. جمع همگی سفاسیر و سفاسرة است. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سفسیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر